برگرد
تنها دليل بودنم تنهام نزار تو قصه
اين لحظه هاي آخرت قلب منو شكسته
بي اعتنا به من نرو واي از هجوم اين درد
در خاطر ترانه هام اي عمر واژه برگرد
اي خالق دقايق عشق و نگاه خسته
بر روي شهر سايه ها اين ابر غم نشسته
نفرين به سرنوشت ما اين غصه هاي جانسوز
با من نداره سازشی تكرار قصه هر روز
اي همصداي آسمون تنها پناه من باش
از حد گذشته عشق تو همراه راه من باش
اي آشنا به من نگو از من خدانگهدار
صدها ترانه نذر تو .. خود را به جاده نسپار