تبليغاتX
پایان من و نگاه پنجره ای که تو بودی
پایان من و نگاه پنجره ای که تو بودی

به ياد سهراب( بايد امشب بروم)

به ياد سهراب( بايد امشب بروم)

 

 

ديريست كه از آنچه دلم مي خواهد

 

                                دل بريدم آسان

 

تا كه شايد ابري        بغض من باشد و نم نم بكند

 

دردها در دل من مي  رويد

 

اثري نيست ز تابيدن عشق

 

                         چشم هايم خسته

 

كاسه ي صبر دلم لبريز است

 

شايد اين بگذرد اما چه ثمر...

 

روزها را همه فردا كردم              به اميد...

 

كه بيايد روزي             پر آواز شقايق، خورشيد

 

نه نبايد ماندن

 

فايده چيست؟

 

( بايد امشب بروم)

 

بايد امشب كه دلم بارانيست

 

قد يك عمر پريشاني خود گريه كنم

 

من چقدر غمگينم....

 

تب سردي در من

 

                 روح افسرده تري از هر روز...

 

صبح خواهد شد   چه كنم؟

 

بروم يا نروم؟

 

هرچه بهتر باشد ... آنچه من مي خواهم

 

                                                لذت پرواز است......

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 1:36 توسط نگار |

( اگر عشق نبود)

اگر عشق نبود... ( دکتر یدالهی)

زندگی فرصت لمس لحظه هاس

لحظه هایی که میاد و میگذره

فرصت گم شدن و پیدا شدن

تو همین راهی که ما رو می بره

راهی که گاهی میون یک کویر

تا سحر میره به دریا می رسه

گاهی با موجای دریا میره و

به شب خشک یه صحرا میرسه

جای فهمیدن عشق هر چی که هست

میون تولد و مردن ماست

بین این غریبه های آشنا

میون شادی و غم خوردن ماست

خیلی وقته توی این فاصله ها

من و تو مسافر یه جاده ایم

مثه آدمای این مسیر تلخ

من و تو یه اتفاق ساده ایم

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 1:32 توسط نگار |

سكوت

 

سكوت

 

سكوت تو معناي صد حرف است

 

پاييز دل انگيز خاطره چين...

 

و تماشايي تر وقتيست

 

كه حرفهايت ، جرعه جرعه

 

بر قلب دردناكم مي بارد

 

نجيب تر از تو هيچ يا هر...

 

نمي شناسمت درست ،

 

شايد خودت باشي!

 

سپرده دل تر از من    هيچ

 

نمي شناسي ام    شايد ... تو ، خودت باشي !

 

نمانده برايم جز اميد ديدارت

 

تويي فقط تو

 

كه لبخندت ذره ذره سرشارم مي كند

 

و

نيم نگاه دغل كارت ، ناگهان بيمار

 

شروع خوبي بود   با تو و اينك اما...

 

غروب غم انگيز رفتنت

 

برايم سكوتي مرگبار است.

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 14:13 توسط نگار |

تپش

                تپش

 شهر ويرون شده ي آغوش تو

 آخرين اميد دستاي منه

 نزا گونه هاي خيس آسمون

 منا تو اوج ترانه بشكنه

 اين ترانه هاي تلخ غم زده

 آخرين نگاهو يادم مي ياره

 عطر خاكستري رفتن تو

 مي پيچه وقتيكه بارون مي باره

 پا گذاشتي توي جاده ها كه من

 با يه حس سرد و ويرون بمونم

 با صداي ساز آشناي تو

 از ترانه هاي غربت بخونم

 ديگه دل بعد تو عاشق نمي شه

 شوق ديدار تو با من مي مونه

 تپش قلبمو با تو مي شنوم

 اشك من قدر صداتو مي دونه

 

نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 11:57 توسط نگار |
درباره وبلاگ

پایانی برای نوشتن نیست
نقطه سر خط...
خدانگهدار

آخرين نوشته ها
شاید همیشه به آخر خط خیلی نزدیک باشیم
حرفم را ساده بپذیر
بوسه ی بهار
سال نو مبارک...( برای دوست داشتن دیر نرسی)
دچارم شو
پوستر ترانه هام
زندگي
شب ِ بي تو
باز هم در انتظار بهار...
بهار من
متهم
يغما گلرويي
دكتر يدالهي ( به من مومن نگو )
پیام تسلیت - باور
کریسمس مبارک ( میلاد حضرت مسیح ) بهاران باد.
قتل نفس ( برای صادق هدایت)
یغما گلرویی
منو ببخش
یغما گلرویی
دوستت می دارم...
شاعر
شهر من
آرزو
یغما گلرویی
چند تا عکس از اجرای تئاتر کودکان
زليخا و من
سلام با یه عکس
سکوت جاده
برگرد
به ياد سهراب( بايد امشب بروم)
پيوند وبلاگ
(استاد كاكايي)
( استاد گلرويي )
شبگويه ( اهورا ايمان)
(استاد جنتي عطايي)
من هيچ وقت شاعر مي شوم (پويا)
آقاي رضا يزداني
مدار خورشيد( شيرزاد)
من و تو
باني فيلم
نما
(علی یزدان دوست)
(هواداران محمد رضا فروتن)
(استاد سيد محمد رضا هاشمي زاده)
سايت رسمي احمد شاملو
سايت رسمي صادق هدايت
شازده شرقی
داس و قلم ( خبرنگاري از تبريز )
وبلاگ تخصصي فيزيك مدرن ( مصطفي )
زمستون برفي
نگار معبودي
استاد سيد محمد رضا هاشمي زاده
شعر ناتموم
دكتر افشين يدالهي
وبلاگ آقا مرتضي
پنجره يي رو به هميشه
شادمهر
دلنوشته های تنهایی
نوشته هاي محمد جواد عبدي