
اگر عشق نبود... ( دکتر یدالهی)
زندگی فرصت لمس لحظه هاس
لحظه هایی که میاد و میگذره
فرصت گم شدن و پیدا شدن
تو همین راهی که ما رو می بره
راهی که گاهی میون یک کویر
تا سحر میره به دریا می رسه
گاهی با موجای دریا میره و
به شب خشک یه صحرا میرسه
جای فهمیدن عشق هر چی که هست
میون تولد و مردن ماست
بین این غریبه های آشنا
میون شادی و غم خوردن ماست
خیلی وقته توی این فاصله ها
من و تو مسافر یه جاده ایم
مثه آدمای این مسیر تلخ
من و تو یه اتفاق ساده ایم