يك لحظه ترديد
در شب كه بوسه مي زد نقشي به رنگ ترديد
من پر كشيدم از تو قلب ترانه لرزيد
دور از طراوت شب تصوير خواب تكرار
بندي گسستم از خود اما شكستم انگار
يادم نمي رود هيچ بگذشتم از دقايق
در مرز عقل و احساس دور از نگاه عاشق
دردي كه در دلم بود باز آمد از گذشته
در اين شكسته خاطر اين خاطر شكسته
هنگامه ي گذشتن يك لحظه برنگشتي
از پيكر شكسته آيا تو هم گذشتي؟
من زيستم بدورت دور از نگاه خورشيد
پايان ولي ندارد اين ديو سرد ترديد
بگذار تا دوباره از آسمان ببارم
هيچم نشان عشق است من ريشه در تو دارم